این دیگه قرار نیست تکرار بشه !
آخرین فرصتمه برا اینکه تغییر بدم گذشته رو .
تو همون آدمی که رفته اما اون نیستی ! همینقد پارادوکس توشه این حس
من شدم همون شاعر قبلی که مینوشت شاعرانه هاشو ولی دیگه شعراش همونا نیستن . هرکاری میاد از دستم برا اینکه نذارم پایانش مث دفعه قبل بشه . مث یه جرقه بوده این شباهت برا آتیش گرفتن این روح ... ولی انگار خستگی وجود نداره
همینقدر پراکنده و پرتلاتمه افکارم
دیدگاه ها (۳)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.