{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزگاری ادمی با سخاوت

روزگاری ادمی با سخاوت
با پیری بر خوردی کرد .از او پرسید چگونه گذارن زندگی کنی .
بدون هیچ امکانات رفاهی .
پیر بگفت من همه چی دارم .
با سخاوت گفت ...منکه چیزی نمیبینم .
پیر گفت چشم بصیرت میخواهد که تو نداری .
تنها فرق بین من وتو همین است که من به امید خالق بپیش میروم و تو با ثروت ..
اللهم اجعل بالمتمسکین بولایت علی ابن ابی طالب .
دیدگاه ها (۱)

ریشه تصمیمات احمقانهچرا افراد باهوش تصمیمات احمقانه می‌گیرند...

سیمین دانشور (۱۳۹۰-۱۳۰۰) نویسنده ایرانی که شاید برای کمتر کس...

هیچ کجای دنیا واقعا میدونی کجای دنیاست ؟

سلام.اینجا قرار نیست هیچ اتفاقی بیافتهمگر اینکه قلبی کمیمیزا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط