{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در بهار زندگی احساس پیری میکنم

در بهار زندگی احساس پیری میکنم
با همه آزادگی فکر اسیری میکنم

بس که بد دیدم ز یاران به ظاهر خوب خود
بعد از این بر کودک دل سختگیری میکنم

در به رویم بسته ام از این و از آن خسته ام
من به جمع آشیان پاشیدگان پیوسته ام

ای خدای آسمان بهتر تو میدانی که من
بارها در راه او تا پای جان بنشسته ام

در بهار زندگی احساس پیری میکنم
با همه آزادگی فکر اسیری میکنم

شمع بودن ذره ذره آب گشتن تابه کی
راه پر خاشاک را راه رفتن تا به کی

در به رویم بسته ام از این و از آن خسته ام
من به جمع آشیان پاشیدگان پیوسته ام

ای خدای آسمان بهتر تو میدانی که من
بارها در راه او تا پای جان بنشسته ام
.
دیدگاه ها (۱)

Part 47کیم‌ویا.ت: ته خیلی با سلیقه ایتهیونگ: تو هم یکی از سل...

اما وقتی یوکی خودش را روی پارچه جمع کرد و چشمانش را بست، سان...

My lovely neighbor part : 74

اگرچه برخی انقلابی نماها در میادین با پلاکاردهای تهمت

رمان خرس عسلی من فصل دو پارت یک جی‌یون ابی به سوون میده ولی ...

+ آخه اون الان فکر میکنه که من دارم با تو...حرفشو ادامه نداد...

#دوپارتیموضوع:(وقتی باهم قهرید)هان/ا.تبا صدای آزار دهنده زنگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط