{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آمدی، قصه ببافی که موجّه بروی ؟

آمدی، قصه ببافی که موجّه بروی ؟
در نزن! رفته ام از خویش،کسی منزل نیست
دیدگاه ها (۷)

گفــت : با پدر یه جمـــله بســـازگفتــم: من با پدر جمله نمیس...

باز هم شب شدو فانوس ِ دلم روشن تـــــوسـت...

جهـــانم را جهنم کــرده ای تودلم را خانه ی غم کرده ای تو نــ...

لای هر زخمِ دلم !خاطره ای غمگین است ، " باهمین خاطره ها "زند...

'تو فقط آمده بودی که دل از من ببری؟ بروی، دورشوی، قصه و رویا...

همچون انار خون دل از خویش میخوریم غم پروریم حوصله ی

هر کجا بروی آسمان همین رنگ است اما این رنگ آسمان نیست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط