{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک هفتس که بیهوشی

//یک هفتس که بیهوشی...
یک هفته؟ باورم نمیشه... چرا؟
+کمکم کن بلند شم...
//باید برم پرستارو صدا کنم... وایسا
نمیخوام از پیشم بره، حتی یه لحظه هم نمیخوام ازش دور باشم...
+نرو... وایسا لطفا
برگشتم پیشش... خیلی وضعش داغون بود
بارون میبارید... هوا سرد بود... تاریک...
پارت ۷
دیدگاه ها (۵)

//یون هو... حالت بهتره؟ +مهم نیست من باید برم...! //وایسا!! ...

★_★

+(بیهوش شدن)//یون هو!! *درحال رفتن به بیمارستانخیلی سر و صدا...

꧁ 𝘿𝙖𝙧𝙠 𝙡𝙞𝙛𝙚 ꧂𝙥𝙖𝙧𝙩⁶¹صبح با حس تکون خوردن شونه هام بیدار شدم.....

P9💫کوک‹‹م...منظورت چیه-یه تیر تو مغزش خالی کردمجین‹‹جلوی یور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط