لولوی عزیزِ احتمالا مریض! سلام .
لولوی عزیزِ احتمالا مریض! سلام .
نمی دانـــم شما کجا هستـــید، اما حــدس می زنم با جن و پری و بختک و سایر اقوام و بستگان و دوستان نشسته اید و به ریشِ بزرگسـالانی که قدِ ترس هایشان از خودشان طویل تر شده می خندید و از چشمهای ترسناکِ سیاهِ به خون نشسته تان از شدت خنده اشک می اید !
لولوی عزیز احتمالا مریض! سرآمدِ ترس هآی کودکیِ بزرگسالانی که حالا به ریشِ شان می خندید ، از شما خواهشی داشتم !
آقای لــولــو عنایت بفرمایید در نهایت ادب و احترام یک شب بیایید و مـــرا با خود به هرجایی که صلاح می دانید ببرید!
دلایلِ منطقی بسیاری نیز دارم که کاملا با وظایفِ شما همخوانی دارد.
اینجانب بی ادبِ درس نخوانی هستم که شب ها از شدت ترس از این
زندگیِ کمی بیشتر از زیاد ترسناک، خوابم نمی برد و چون کسی نیست شما را به اتاق خوابِ من دعوت کند خودم شما را در نهایت ادب و احترام به این لانه ی کوچک می خوانم !
باشد که هم جواری با جن و پری و همخوابی با بختک! از بودن میانِ آدمک ها که طولِ قد ترسهایشان از ارتفاعِ خودشان بیشتر شده، بهتر باشد و آرامش را به این بی ادبِ درس نخوانِ شب زنده دارِ ترسو ، هدیه کند!
آقای لولوی عزیزِ احتمالا مریض
بیایید و مــرا با خود به هرجا که صلاح می دانید ببرید تا چشم هایم این بار از شدت خنده به ترس های قد کشیده ی آدمک هـــا ! خیس شود ، نه چیزِ دیگری...
نمی دانـــم شما کجا هستـــید، اما حــدس می زنم با جن و پری و بختک و سایر اقوام و بستگان و دوستان نشسته اید و به ریشِ بزرگسـالانی که قدِ ترس هایشان از خودشان طویل تر شده می خندید و از چشمهای ترسناکِ سیاهِ به خون نشسته تان از شدت خنده اشک می اید !
لولوی عزیز احتمالا مریض! سرآمدِ ترس هآی کودکیِ بزرگسالانی که حالا به ریشِ شان می خندید ، از شما خواهشی داشتم !
آقای لــولــو عنایت بفرمایید در نهایت ادب و احترام یک شب بیایید و مـــرا با خود به هرجایی که صلاح می دانید ببرید!
دلایلِ منطقی بسیاری نیز دارم که کاملا با وظایفِ شما همخوانی دارد.
اینجانب بی ادبِ درس نخوانی هستم که شب ها از شدت ترس از این
زندگیِ کمی بیشتر از زیاد ترسناک، خوابم نمی برد و چون کسی نیست شما را به اتاق خوابِ من دعوت کند خودم شما را در نهایت ادب و احترام به این لانه ی کوچک می خوانم !
باشد که هم جواری با جن و پری و همخوابی با بختک! از بودن میانِ آدمک ها که طولِ قد ترسهایشان از ارتفاعِ خودشان بیشتر شده، بهتر باشد و آرامش را به این بی ادبِ درس نخوانِ شب زنده دارِ ترسو ، هدیه کند!
آقای لولوی عزیزِ احتمالا مریض
بیایید و مــرا با خود به هرجا که صلاح می دانید ببرید تا چشم هایم این بار از شدت خنده به ترس های قد کشیده ی آدمک هـــا ! خیس شود ، نه چیزِ دیگری...
- ۵۴۴
- ۰۵ اردیبهشت ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط