دوستت دارم

"دوستت دارم"
یک جمله ی گفتنی یا نوشتنی که نیست
"دوستت دارم"
نوشیدنی می شود وقتی من برایت چای دارچین میریزم
"دوستت دارم"
پوشیدنی میشود وقتی زیر باران یخ میزنم و تو بارانی ات را می اندازی روی شانه های من
"دوستت دارم"
ها کردنی میشود وقتی دست هایت یخ می زند از سرمای برف آدم برفی ای که میسازیم!
"دوستت دارم"
بغل کردنی میشود وقتی به تو و خاطرات رویایی مان فکر میکنم
و
دوستت دارم گریستنی میشود وقتی سهمی از هیچکدام از "دوستت دارم" هایت نداشته باشم!
دیدگاه ها (۳)

در " نقاشی هایم " تنهاییم را پنهان می کنم...در " نوشته هایم ...

چه خوبه که کلید باشیم نه قفلنوازش باشیم نه سیلیبا هم بخندیم ...

گفتمش سلطان قلبم تو کجا اینجا کجامنطق و عشق و خرابات بوده ان...

سکوت نکن ...زمزمه کن گاهی !قدم بزن در کوچه های زندگی ...و گا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط