{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

پارت۶۰

پارت۶۰

بعد نمایش
همه به لوسی خندیدن لوسی وقتی این صحنه دید با عجله رفت بیرون
چن ژیوان.. زود باش لیژان نباید این صحنه رو دست بدیم
لیژان باشه

لوسی وقتی دوید و به دینگ یوشی رسید
لوسی..چرا این کارو باهام کردی
دینگ یوشی.. مگه نمیدونی انتقام

لوسی.. انتقام چی
دینگ یوشی ..تو وقتی ما نبودیم همچیو رفتی به لئووگفتی
لیژان و چن ژیوان شاهد ماجرا بودن
لوسی..فکر کردی چرا این کارو کردم به خاطر تو این کارو کردم

دینگ یوشی ..چرا باید بخاطر من این کارو بکنی
لوسی..چونکه دوست دارم نه فقط حالا خیلی وقته دوست دارم
دینگ یوشی.. تقصیر خودته که یه همچین فکری کردی
لوسی خیلی ناراحت شده بود با بغض گریه رفت
لیژان وقتی اینو دید یکم ناراحت شد دینگ یوشی که همینجوری خوشکش زده بود و حرکت نمی‌کردچن ژه یوان میخواست بره که
لیژان..کجا میری
چن ژیوان.. میرم دنبال لوسی یه بلایی سره خودش نیاره
لیژان.. من میخواستم برم اما لوسی از دیدن من خوشحال نمیشه
چن ژیوان رفت دنبال لوسی

لیژان اومد پیش دینگ یوشی و گفت
لیژان..برو و از لوسی عذرخواهی کن

دینگ یوشی.. اون باید با این قضیه کنار بیاد
لیژان زیاده روی کردی
دینگ یوشی ..به تو مربوط نیست
لیژان.. خودتم ناراحتی چرا این کارو میکنی
دینگ یوشی.. من دوسش نداشتم چرا باید ناراحت باشم
لیژان.. اما میتونستی یکم برخورد بهتری داشته باشی
دینگ یوشی.. میدونی چیه من توکتاب تقدیر خوندم دو نفر تو این دنیا حق عشق ندارن یکیشون منم توهم از من فاصله بگیر
لیژان ..فاصله نمیگیرم
دینگ یوشی.. فقط بهت یه پرست میدم اگه تا سه شمردم از اینجا فرار کردی و رفتی کاری به کارت ندارم
اما اگه نرفتی میفتی تو تله من تو اولین کسی هستی که این پرستو بهش میدم ۲
۱..۲..۳لیژان ..من نمیرم
دینگ یوشی.. امیدوارم از انتخابت پشیمون نشی
لیژان ..نمیشم
دینگ یوشی به یکی از افرادش گفت لیژان به عمارت برسونید
چن ژیوان به لوسی رسید گفت
چن ژه یوان..لوسی

لوسی .. ولم کن برو
چن ژیوان.. میخوایی چیکار کنی هان

لوسی.. به تو مربوط نیست
چن ژیوان.. اون لیاقت نداشته چرا اینقد به خودت سخت میگیری

لوسی .اما من دوسش داشتم
چن ژیوان..دنبال یه آدم بهتری باش

لوسی گریه کرد کمی بعد بیهوش شد
چن ژه یوان ..حالا با این چیکار کنم
بعد مجبور شد ببرتش به عمارت خودش تو یکی از اتاق ها گذاشتش و به یکی از خدمتکارا گفت مراقبش باشه

لوسی مریض شده بود تو حوای سرد یکم بهش دارو دادن بعد خوابش برد
دیدگاه ها (۰)

پارت۶۱صبح روز بعد ژان به همراهه شوکای منتظر ییبو بودن که چنگ...

پارت۶۲چنگ یه جای خوشگل پیدا کرد سرو وضعشو داشت مرتب می‌کرد ک...

پارت۵۹ژان داشت لباساشو جم می‌کرد چنگ اومد پیششچنگ.. اینجا چی...

پارت۵۸لیژان و چن ژه یوان رفتن به رقاص خونه نیانگماچن ژه یوان...

اوخییییی

اسم سیدراما : بازی عاشقانه در رویای شرقی با بازی : دینگ یوشی...

ولی اونننن

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط