چند پارتی جین رابطه پدر و دختری داشتین و ا.ت گریه میکنه
چند پارتی جین رابطه پدر و دختری داشتین و ا.ت گریه میکنه
P11
+:لیا ماما...
@:لیا رفت تو اتاق و اجازه حرف زدن رو به ا.ت نداد
-:اوففف
+:چرا اینجوری رفتار کردی
@:یهو صدای جیغ اومد
+:جین بدو ببین چی شده
-:باشه
لیا: بابایی سوسک تروخدا بکشش
-:از این ترسیدی *خنده شیشه پاک کنی*
لیا: بابا بکشش تروخدا
-:باشه نترس برو پیش مامانت
لیا : نه نمیشه قهرم باهاش
-:خب به کی. اهم ارع خب باهاش قهری رو پیش عمو ته
لیا: باشه
@:سه سال بعد الان سوهو دوسالو نمیدونم چند ماهشه و لیا هم ۱۲ سالش شده و متاسفانه ا.ت سر زایمان فوت کرد و مرد و جین افسرده شد و لیا از سوهو متنفره چون فکر میکنه اون مامانشو ازش گرفته
و خلاصه که تا زمان داری زندگی کن چون ممکنه مثل ا.ت سر زایمان شاید اب بپره توی گلوت و هزارن چیز دیگر زندگی انسان ها به یه تار مو وصله تا هستی زندگی کن
(ایش ایش بهم نمیخوره اینا رو بگما
P11
+:لیا ماما...
@:لیا رفت تو اتاق و اجازه حرف زدن رو به ا.ت نداد
-:اوففف
+:چرا اینجوری رفتار کردی
@:یهو صدای جیغ اومد
+:جین بدو ببین چی شده
-:باشه
لیا: بابایی سوسک تروخدا بکشش
-:از این ترسیدی *خنده شیشه پاک کنی*
لیا: بابا بکشش تروخدا
-:باشه نترس برو پیش مامانت
لیا : نه نمیشه قهرم باهاش
-:خب به کی. اهم ارع خب باهاش قهری رو پیش عمو ته
لیا: باشه
@:سه سال بعد الان سوهو دوسالو نمیدونم چند ماهشه و لیا هم ۱۲ سالش شده و متاسفانه ا.ت سر زایمان فوت کرد و مرد و جین افسرده شد و لیا از سوهو متنفره چون فکر میکنه اون مامانشو ازش گرفته
و خلاصه که تا زمان داری زندگی کن چون ممکنه مثل ا.ت سر زایمان شاید اب بپره توی گلوت و هزارن چیز دیگر زندگی انسان ها به یه تار مو وصله تا هستی زندگی کن
(ایش ایش بهم نمیخوره اینا رو بگما
- ۷۲
- ۰۲ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط