گفتی به سفری دور

گفتی به سفری دور
خواهی رفت
تا فراموشم کنی ...
تا فراموشت کنم...
تا هیچگاه
سایه ام به سایه ات نرسد
اما این دروغ سپیدی بیش نبود
تو پشت دیوارهای همین شهر
گوش خوابانده ای و
صدایم را می شنوی
آهاااای ...
بیرحم جان!!!
من گیسوانم را
داخل چمدان سفر تو
جا گذاشته ام ...
#دورتر_نرو... !!

#هستی_یا
دیدگاه ها (۱)

فاصله یک لبخند تا جنون

بسم الله الرحمن الرحیمداستان ظهورقسمت پانزدهم شعار لشکر اما...

واقعیت های دروغینپارت هشت تبعید به «قلعه‌ی شمالی» برای املیا...

غلامحسین سالمی

#پارت_۱۶ #فراز_بی_پروایی نویسنده:#izeinabiiوارد خونه شون که ...

گزیده ای از کتاب : کمند محبت ، سخنرانی های مرحوم حجة الاسلا...

چراغ اخر .صادق چوبک -3«سردیش شده …»ـ « سردی بمنم نمیسازه. تا...

«وسواس مافیا»ادامه پارت ۳بعد دوید سمتش و با مشت کوبید روی چو...

روضه شب اول ـ مصیبت مسلم بن عقیل جناب «مسلم» فرزند «عقیل بن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط