این روزها،سایه هم سایه اش را گم میکند

این روزها،سایه هم سایه اش را گم میکند
این روزها نه شب اند و نه روز!
هزار پرده اند،میان ما و چیزی که روشن است نه اندوهم کامل است،نه لبخندم دروغ ...
اگر این روزها ، تمام شوند و ما بمانیم_نه آنگونه که بودیم_ آنگونه که باید تو را «تعریف» خواهم کرد
آنگاه ،نه چای مهم است ،نه جایی برای نشستن ...
تنها چشم های توست که هزار آیه روشن را تلاوت میکنند
در آن لحظه ،خواهیم دانست،که عبور،خود مقصد بود و ماندن، همان فنا در حضور یک لحظه ناب که نامش را تو هر چه میخواهی بگذار...
پی نوشت: نوشته داخل دفترم بود حافظه یاری نمیکنه که خودم نوشتم یا فرد دیگه ای
#همین
#هیچی_دیگه
#این_نیز_بگذرد
دیدگاه ها (۰)

- روشنایی تاریکمن همیشه فکر می‌کردم سفید بودن، یعنی دور موند...

مطلبش عالیهبهشتی ها...بهشتی فقط یک نام نیست که هر سال در هفت...

بررسی شعر «مریض تخت آخری» از (کاظم بهمنی) از قطعه «مریض تخت ...

گروه سیاسی- رجانیوز: حسین شریعتمداری در یاد اشتی نوشت:1- شخص...

قسمتی از کتاب "لیلی نام تمام دختران سرزمین من است" نوشته آقا...

به دلتنگی هایمـــ دست نزنمی شکند بغضــمـــــ یک وقت !!آنگاه ...

رمان جدیددددد....# رمان: زیر نور خاموش سئول## فصل اول: دختری...

با مداد شکسته می نویسم من میمانم و قلب تنهای خودم و غم ساله...

به نظرتون واقعا میمیره؟ 😭💔اسم سریال: این دریا طغیان خواهد کر...

متلك هاى مورد تایید وزارت ارشاد به دخترها در 22 بهمن : 👇خوش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط