{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این روزهاسایه هم سایه اش را گم میکند

این روزها،سایه هم سایه اش را گم میکند
این روزها نه شب اند و نه روز!
هزار پرده اند،میان ما و چیزی که روشن است نه اندوهم کامل است،نه لبخندم دروغ ...
اگر این روزها ، تمام شوند و ما بمانیم_نه آنگونه که بودیم_ آنگونه که باید تو را «تعریف» خواهم کرد
آنگاه ،نه چای مهم است ،نه جایی برای نشستن ...
تنها چشم های توست که هزار آیه روشن را تلاوت میکنند
در آن لحظه ،خواهیم دانست،که عبور،خود مقصد بود و ماندن، همان فنا در حضور یک لحظه ناب که نامش را تو هر چه میخواهی بگذار...
پی نوشت: نوشته داخل دفترم بود حافظه یاری نمیکنه که خودم نوشتم یا فرد دیگه ای
#همین
#هیچی_دیگه
#این_نیز_بگذرد
دیدگاه ها (۰)

امام شهیدمون به عربی دعا کردند و ما نفهمیدیم چه دعایی بود و ...

عشق به وطن سن و سال نمی‌شناسدحضور فوق العاده مردم #مشهد در خ...

Part. 12 Trustدقیقا چه اتفاقی افتاده بود ؟؟..از دور نگاه میک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط