{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#ریشه_حکایت_شتر_دیدی_ندیدی

#ریشه_حکایت_شتر_دیدی_ندیدی
مردی در صحرا بدنبال شترش می گشت تا اینکه به پسر با هوشی برخورد . سراغ شتر را از او گرفت .
پسر گفت : شترت یک چشمش کور بود؟ مرد گفت: بله .
پسر پرسید : آیا یک طرف بار شیرین و طرف دیگرش ترش بود ؟ مرد گفت : بله .
حالا بگو شتر کجاست ؟ پسر گفت من شتری ندیدم .
مرد ناراحت شد و فکر کرد که شاید این پسر بلائی سر شتر او آورده و پسرک را نزد قاضی برد و ماجرا را برای قاضی تعریف کرد .
قاضی از پسر پرسید . اگر تو شتر را ندیدی چطور مشخصات او را درست داده ای ؟
پسرک گفت : در راه ، روی خاک اثر پای شتری دیدم که فقط سبزههای یک طرف را خورده بود . فهمیدم که شاید شتر یک چشمش کور بود .
بعد دیدم در یک طرف راه مگس بیشتر است و یک طرف دیگر پشه بیشتر است.
و چون مگس شیرینی دوست دارد و پشه ترشی را نتیجه گرفتم که شاید یک لنگه بار شتر شیرینی و یک لنگه دیگر ترشی بوده است .
قاضی از هوش پسرک خوشش آمد و گفت : درست است که تو بی گناهی ولی زبانت باعث دردسرت شد .
پس از این به بعد شتر دیدی ، ندیدی !!
این مثل هنگامی کاربرد دارد که پرحرفی باعث دردسر می شود .
آسودگی در کم گفتن است و چکار داری که دخالت کنی ، شتر دیدی ندیدی و خلاص .


#شتر_دیدی_ندیدی
دیدگاه ها (۲)

#کاهش_حجم_مغزانجام کارهای زیر به مرور حجم مغز انسان را کاهش ...

#حسن_روحانی#انتخابات#رئیس_جمهور#ریاست_جمهوری#دولت#اشتغال#تول...

ای کاش شما آقایان اینقدری که آمار خانه های فساد و آدم های بد...

تو میر عشقی عاشقان بسیار داریپیغمبری با جان عاشق کار داری......

پارت ۲۹توی کل این چند روزی که رفته بودند سفر، مادارا از ته ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط