پشت هیچ پنچره ای انتظارت را نکشیدم
پشت هیچ پنچره ای انتظارت را نکشیدم
تو شبیه زالویی!!
فقط مکیدی روح آرامم را،نگاهم را.......
تو تمام سادگی ام را سال ها بلعیدی
هیچ خائنی،مثل تو نیست!!
از تو
هیچ جز شرارت مگر رسید به کسی
که نگران نرسیدنی؟!
در این تکاپوی ارتباط
در این نزدیکی های دورنما
در این وانفسای گرگ صفات!!
هیچ سلامی بی طمع نمیشنوی
تو هرگز به مرام مردانگی بر نگشتی
و هرگز..........
دوباره مرا نخواهی داشت
که مدت هاست چال عمیقی
قیرگون خاطرات شده است!!
زل بزن ثانیه ای برمن
چیزی جز امید در نگاهم نمی بینی
به خنده هایم هیچ اعتمادی نیست!!
جز رنجی عظیم
بر زخم خیانتت
دانه های هیچ نمکی نمیبینی
به گورستان فراموشی سپرده بودمت
که هرگز از نوای من
هیچ بخششی نمیبینی!!
تنها یادگار دردناکت
دختری سبز نما
کنار آغوش مردانه من است
از این نگاه زل زده بر انتظار..........
از این جاده های آمدن
از این دو جفت مردمان مانده بر راه!!
از این من بیقرار.........
جز لبخند بر بازگشتی بی تکرار
جز امید بر رهایی زنی به رنگ این اشعار
هیچ نشانی از وجودت نمیبینی........!!
تو شبیه زالویی!!
فقط مکیدی روح آرامم را،نگاهم را.......
تو تمام سادگی ام را سال ها بلعیدی
هیچ خائنی،مثل تو نیست!!
از تو
هیچ جز شرارت مگر رسید به کسی
که نگران نرسیدنی؟!
در این تکاپوی ارتباط
در این نزدیکی های دورنما
در این وانفسای گرگ صفات!!
هیچ سلامی بی طمع نمیشنوی
تو هرگز به مرام مردانگی بر نگشتی
و هرگز..........
دوباره مرا نخواهی داشت
که مدت هاست چال عمیقی
قیرگون خاطرات شده است!!
زل بزن ثانیه ای برمن
چیزی جز امید در نگاهم نمی بینی
به خنده هایم هیچ اعتمادی نیست!!
جز رنجی عظیم
بر زخم خیانتت
دانه های هیچ نمکی نمیبینی
به گورستان فراموشی سپرده بودمت
که هرگز از نوای من
هیچ بخششی نمیبینی!!
تنها یادگار دردناکت
دختری سبز نما
کنار آغوش مردانه من است
از این نگاه زل زده بر انتظار..........
از این جاده های آمدن
از این دو جفت مردمان مانده بر راه!!
از این من بیقرار.........
جز لبخند بر بازگشتی بی تکرار
جز امید بر رهایی زنی به رنگ این اشعار
هیچ نشانی از وجودت نمیبینی........!!
- ۳۸۸
- ۰۹ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط