{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشمت افسونگر دلهاست به افسانه قسم

چشمت افسونگر دلهاست به افسانه قسم
باده در چنگ تو رسواست به پیمانه قسم

شمع در مکتب عشاق که شد چله نشین
سوختن را زمن آموخت به پروانه قسم

چون پریشانی زلفت که کند رقص حریر
پیچ وتابی به دل انگیخته برشانه قسم

تو همه سنگ شدی آینه دل گرچه شکست
بازافزود تو را جلوه به آینه قسم

بی تومتروکه وبی رهگذرست کلبه من
با تو آباد شود کلبه به ویرانه قسم

گفت مجنون به جبین مهر جنونم نزنید
عقل درمانده عشق است به دیوانه قسم
دیدگاه ها (۱۷)

خوبـیِ دنیای مَجازی اینه کهبا چند تا شکلک و چندتا شوخیمیشی خ...

چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهایی استببین مرگ مرا در خ...

ای ابر بغض کرده ی آذر! امان بدهآبان هنوز گمشده دارد، زمان بد...

دریا به کجا می بری آخر نفسم را؟هم همدم تنهایی و هم، همنفسم ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط