با فیلتر شکن وارد کتب فارسی
با فیلتر شکن وارد کتب فارسی
دبستان شدم.....
بگو چی دیدم؟؟
کوکب خانم،با تاپ و شلوارک
پیش مهمونا نشسته بود!!
...........................................................
رفته بودیم واسه داداشم خواستگاری..
دیدیم عروس نشسته
خیلی ریلکس،با شلوار لی تنگ
تیشرت قرمز،آستین کوهتاه
یقه باز!!
چادر که هیچ،روسری هم سرش نبود..
مامانم تو گوشم گفت؛
خوبه والله،نه شرمی،نه حیایی!!
همینجوری که داشت میگفت
عروس با چادر از آشپزخونه
چایی به دست آمد،سلام کرد!!
هیچی
دیگه فهمیدیم که اون داداش عروس بود..
یعنی اگه راه داشت،خودم میگرفتمش!!
خیلی ماه بود،شما که ندیدینش......
دبستان شدم.....
بگو چی دیدم؟؟
کوکب خانم،با تاپ و شلوارک
پیش مهمونا نشسته بود!!
...........................................................
رفته بودیم واسه داداشم خواستگاری..
دیدیم عروس نشسته
خیلی ریلکس،با شلوار لی تنگ
تیشرت قرمز،آستین کوهتاه
یقه باز!!
چادر که هیچ،روسری هم سرش نبود..
مامانم تو گوشم گفت؛
خوبه والله،نه شرمی،نه حیایی!!
همینجوری که داشت میگفت
عروس با چادر از آشپزخونه
چایی به دست آمد،سلام کرد!!
هیچی
دیگه فهمیدیم که اون داداش عروس بود..
یعنی اگه راه داشت،خودم میگرفتمش!!
خیلی ماه بود،شما که ندیدینش......
- ۱.۰k
- ۰۵ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط