{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفت

گفت:
عشق نه، بیا تا همیشه دوست بمانیم!
دستش را رها کردم و گفتم:
ببخشید ما به کسی که برایش
روزی چندبار از درون فرو میریزیم دوست نمی گوییم...
دیدگاه ها (۰)

مرگ آمد گفت که: جان تو را خواهم گرفت!گفتمش دیرآمدی، او جان م...

+اوژنی به عشقمون قسم میخورم تا آخرین لحظه ای که نفس میکشم هر...

𝕭𝖑𝖔𝖔𝖉, 𝖆 𝖈𝖗𝖎𝖒𝖘𝖔𝖓 𝖗𝖎𝖛𝖊𝖗, 𝖋𝖑𝖔𝖜𝖊𝖉 𝖋𝖗𝖔𝖒 𝖙𝖍𝖊 𝖍𝖊𝖆𝖗𝖙 𝖔𝖋 𝖙𝖍𝖊 𝖓𝖎𝖌𝖍𝖙. ...

𝕴𝖓 𝖙𝖍𝖊 𝖍𝖊𝖆𝖗𝖙 𝖔𝖋 𝖙𝖍𝖊 𝖓𝖎𝖌𝖍𝖙, 𝖘𝖍𝖆𝖉𝖔𝖜𝖘 𝖉𝖆𝖓𝖈𝖊. 𝕭𝖑𝖔𝖔𝖉 𝖉𝖗𝖎𝖕𝖘 𝖔𝖓𝖙𝖔 𝖙...

گریه کردم چون هیچوقت انتخاب اول نبودمگریه کردم چون تلاش کردم...

part:35name: عشق و جداییویو بوراهمون طور خیره به ماه بودم ک...

عشق زندگی من - بعد از ربع ساعت ولش کردم نفس نفس میکرد+ لباش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط