{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک چشم من اندرغم دلدار گریست

یک چشم من اندرغم دلدار گریست
چشم دگرم حسود بود و نگریست
چون روز وصال آمد آن را بستم
گفتم نگریستی، نباید نگریست
دیدگاه ها (۹)

بدریا بزن قایقت میشوم * حقیرم ولی لایقت میشوم * من عاشق شدن ...

یادت باشه وقتی از زندگی کسی رد میشی رد پای قشنگی از خودت بیا...

توی زندگی مثل زود پز باش! ! ! هروقت جوش آوردی در کمال آرامش ...

سرمایه ام دو سکه ی محبت استیکی مال تو، و دیگری صدقهبه نیت شا...

به من مى گفت:چشم هاى تو مرا به اين روز انداخت.اين نگاهِ تو ك...

چو عاشق می شدم ، گفتم : ربودم گوهر مقصود ، ندانستم که این در...

بخت باز آید از آن در که یکی چون تو در آید روی زیبای تو دیدن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط