بوسه نه... خنده‌ی گرم ازدهنت کافی بود

بوسه نه... خنده‌ی گرم ازدهنت کافی بود
این همه عطر چرا؟ پیرهنت کافی بود

دانه و دام چرا مرغک پرسوخته را؟
قفس زلف شکن در شکنت کافی بود

می‌شد این باغ خزان‌دیده بهاری باشد
یک گل صورتی دشت تنت کافی بود
دیدگاه ها (۱)

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p74دختر چندتا گل خشک‌شده رو از روی مسیر ...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿برخیزم و دلها را در ولوله اندازمبر ظل...

جنگل نفرین شده پارت ۱۰

#مافیا_عزیز_من#Part28عطر شکلات حالا کل فضای آشپزخونه رو پر ک...

پارت ۳۱ناروتو به ارامی روی تخت دراز کشید، لحظه ای که سرش روی...

«رایحه پنهان»امروز روز استراحت تهیونگ بود.از صبح هیچ کاری ند...

هم‌سلولی خطرناک (part6)دختر لبخند پر رنگی زد و روی پا های جو...

بوسه نه... خنده ی گرم‌از دهنت‌کافی بوداین همه عطر چرا؟ پیرهن...

بوسه نه... خنده‌ی گرم ازدهنت کافی بوداین همه عطر چرا؟ پیرهنت...

بوسه نه .... خنده ی گرم از دهنت کافی بوداین همه عطر چرا؟ پیر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط