{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بوسه نه... خنده‌ی گرم ازدهنت کافی بود

بوسه نه... خنده‌ی گرم ازدهنت کافی بود
این همه عطر چرا؟ پیرهنت کافی بود

دانه و دام چرا مرغک پرسوخته را؟
قفس زلف شکن در شکنت کافی بود

می‌شد این باغ خزان‌دیده بهاری باشد
یک گل صورتی دشت تنت کافی بود
دیدگاه ها (۱)

تـــو بـــه افـتــــادن مـــــندر خــیــابـــان خـنـــدیــــ...

یه چیزایی هست نه میشه به زبون آوردنه رو کاغذ و نه میشه فرامو...

همه آرام گرفتند ٬٬٬ و شب از نیمه گذشت٬٬٬ ...

رفتنت ،انفجار هیروشیما بودبعد از آن هر دوست داشتنی در من بدن...

ــــــــــــــــــــــامروز نه آغاز و نه انجام جهان استای بس...

پس از ان همه شیطان را مقصر دانستنداما آن لیوان ها توسط تو چی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط