بوسه گر از عشق آید در میان هر لبی

بوسه گر از عشق آید در میان هر لبی


تا ثریا میبرد مجنون خود را هر شبی


گر که مستان از پی پیمانه حیران میشوند


عاشقان از بوسه ی معشوقه نالان میشوند
دیدگاه ها (۱)

مگه قلب من بت بود ...که خدا تورو واسه شکستنش فرستاد !!هان !؟

برام آرامش محضی ، کنارت خستگی خوبهنباشی ناخوشم با تو چقدر وا...

زلــــزلـه یـعنـیصــدای قـــدم هـای تــووقــت رفــتنت!!!!!!!...

من آتش عشقم که جهان در اثرش سوختخورشید، شبی پیش من آمد، جگرش...

تا ابد در شعرهایم بوی باران میدهی وصف آن دلدادگی در جمع یارا...

خوشا شبی که به آرامگاه من باشیمن آسمان تو باشم، تو ماه من با...

مریم یوسفی نصیری نژاد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط