{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ایکاش ،تو گل باشی و لبخند ِ تو باشم

ایکاش ،تو گل باشی و لبخند ِ تو باشم
زندانی تن ، هستم و در بند ِ تو باشم

بگسسته شده ،بند ِ من از جور ِ رقیبان
بندی تو دل شد ، نه به پیوند ِ تو باشم

من رودکی و ، دیده به دیدار ِ تو رفته
افسوس غریبم، به سمرقند ِ تو باشم

باهوش ترینی ، به چه دامی فکنم تو
بر دام ِ دل افتاده ، به ترفند تو باشم

گریانی دل را، که شده حجت ِ دیدار
دیدم به دلم ،گفت که : گلخند تو باشم


💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 💞 
دیدگاه ها (۳)

ایکاش ،تو گل باشی و لبخند ِ تو باشمزندانی تن ، هستم و در بند...

ای کاش ،تو گل باشی و لبخند ِ تو باشمزندانی تن ، هستم و در بن...

دلم بستهٔ مهر دلبند نیست ز دیدار دلبند خرسند نیست به مهر تو ...

شکایت کرد روزی دیده با دلکه کار من شد از جور تو مشکلترا دادس...

تن من زندان است و منم زندانی مانده ام در دل ِ این کالبد نفسا...

شعری از استاد علی اکبر راعفی پور(آرما) عااااااااالی تن من زن...

تن من زندان استو منم زندانیمانده ام در دل ِ این کالبد نفسانی...

«حُکمِ حَدِّ متافیزیکی: انقیادِ آنتروپیِ معیشتی در مدارِ هژم...

سر از دست‌دادیم،سرور از دست دادیم تو علی بودی‌،پس پدر از دس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط