{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بے عشق عبـور از دلِ طوفـان نتوان ڪرد

بے عشق عبـور از دلِ طوفـان نتوان ڪرد

بے یـار سفـر از غـم و بـاران نتوان ڪرد

در معـرڪـهٔ عشق نیـاز است بـه مردی

رنـدانـه گـذر از دلِ خـوبـان نتوان ڪرد
دیدگاه ها (۰)

تو با اومدنتبه زندگیم رنگ و نور دادیبهم امید و انگیزه ی بودن...

شب شدماه را بوسیده‌امخیال پریشانم را شانه زده‌امگلدان‌های شم...

مدت هاستتنهایم اما دلتنگ آغوشی نیستمخسته ام ولی به تکیه گاهی...

وقتی آدمای اشتباه زندگیتو حذف میکنیتازه میفهمی؛ چقدر کافی‌ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط