چیزی را بهانه کن برگرد

چیزی را بهانه کن برگرد
وانمود کن آمدی دنبال آن شال مشکی
یا ن برای شناسنامه برداشتن برگشتی
بیا طاقچه را بهم بریز و
همین طور جلوی چشم من
این سو و آن سو برو
ب روی خودت نیاور ک دلت میخواهد چمدانت را باز کنی
بمانی،
ب هوای خستگی در کردن
و کلافه از کجاست کو گفتن ها
بنشین
آری بنشین
نشستن یعنی بودن
کمی بیشتر بودن
نیم‌ نگاهی دوباره بهم انداختن
یعنی گرفتن دست های تو
و آغاز
"جان من نرو بمان" های من...
#عشقولوژی
دیدگاه ها (۱)

رمان انتقام ازدواج کامل

چیزی را بهانه کن برگرد؛وانمود کن آمدی دنبال آن شال مشکییا نه...

چیزی را بهانه کن برگردوانمود کن آمدی دنبال آن شال مشکی یا نه...

چیزی را بهانه کن برگردوانمود کن آمدی دنبال آن شال مشکییا نه ...

چیزی را بهانه کن برگرد؛وانمود کن آمدی دنبال آن شال مشکییا نه...

·•🌱💛🌱•·نمیشود دوباره از نو شروع کنیم ..؟بیا دوباره برگردیم ب...

#پاییز_زیباپاییز یعنی صدای هو هوی باد پیچیده در علفزار...پای...

My freind p1

✨🌱✨#ناحله#قسمت_پانزدهمپلکام سنگین شده بود گوشیم و گذاشتم روی...

فیک کوک ( اعتماد)پارت۲۸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط