{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چیزی را بهانه کن برگرد

چیزی را بهانه کن برگرد
وانمود کن آمدی دنبال آن شال مشکی
یا ن برای شناسنامه برداشتن برگشتی
بیا طاقچه را بهم بریز و
همین طور جلوی چشم من
این سو و آن سو برو
ب روی خودت نیاور ک دلت میخواهد چمدانت را باز کنی
بمانی،
ب هوای خستگی در کردن
و کلافه از کجاست کو گفتن ها
بنشین
آری بنشین
نشستن یعنی بودن
کمی بیشتر بودن
نیم‌ نگاهی دوباره بهم انداختن
یعنی گرفتن دست های تو
و آغاز
"جان من نرو بمان" های من...
#عشقولوژی
دیدگاه ها (۱)

از این تنهایی ها خدا قسمت کندک بنشینی زانو ها را بغل بگیریب ...

بیا باور کنیم عشق های گران در رمان های ارزانکنار خیابان ها ف...

من می توانم جای سیگار،نقاشی بکشم با دوغ مست کنم با وسایل خان...

سلام آقا جان!حیف نیست ماه شب چهارده پشت ابرهای تیره و پاره پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط