{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آنقـدر تشنه ی یک جام شرابم که نگو

آنقـدر تشنه ی یک جام شرابم که نگو
ماهی گم شـده در حسرت آبم که نگو

مثل پیری که توان رفته ز جانش دایم
پی آن کـودکی و عهـد شبابم کـه نگو

عـذر تقصیر اگر فکر و خیالم تـو شدی
آنقـدر در تـو گُم و غرق سرابم کـه نگو

بس کـه از عمق وجود، از غم تو لرزیدم
مثـل بم گشته ام و خانه خرابم که نگو

همه شب زمزمه ام گوشهٔ میخانه شده
آنقدر تشنه ی یک جام شرابم کـه نگو
دیدگاه ها (۰)

سی و شش درصد چشمان تو جنسش عسل است.شراب وغزل

پارت چهارم: نقابِ دوستکلاس هنوز پر از همهمه بود که برادرهام ...

زیبای کوچک فریبکار

╭──────────────╮ 𝐒𝐰𝐚𝐧 𝐨𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐓𝐫𝐢𝐠𝐠𝐞𝐫 ‌ ‌ ‌ ╰──...

پارت2آینه رو نگاه کردم. اون دخترِ آروم و مهربونِ توی خونه، ز...

★ازدواج اجباری...p⁴بعد اینکه با چتر رسیدیم خونه، نشستیم روی ...

تناسخ به دنیایی دیگر پارت ۴۸

007-آلما ویسکی - پارت ۵۳

نمیبخشمت p.22

آنقـدر تشنه ی یک جام شرابم که نگوماهی گم شـده در حسرت آبم که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط