{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند پارتی تهیونگ

چند پارتی تهیونگ
p1


های من ا.تم و ۲۱ سالمه یه شوهر هم به اسم تهیونگ دارم کع ۲۸ سالشه بچه هم نداریم

ویو تهیونگ
خیلی خسته بودم به منشیم گفتم شرکت رو ببنده و بره خونه خودمم رفتم حالم خیلی خراب بود و نمیتونستم رانندگی کنم پس راننده گفتم که بیارن منو تا عمارت برد و رسوند


ویو ا.ت
صبح از خوا پاشدم دیدم ته نیست حتما رفته سرکار منم دیدم هنوز خوابم میاد باز هم خوابیدم بعد از اینکه بیدار شدم رفتم کار های لازمه رو کردم و اومدم پایین نشستم یکم با گوشیم ور رفتم و پاشدم کع برم غذا درست کنم غذارو درست مردم و منتظر ته موندم


‌ویو ته
کلید انداختمو رفتم تو خونه
ته:های سوییتی
ا.ت:های چاگیا(بغلش کرد)
رفتم بالا و ا.ت هم رفت غذا رو بکشه اومدم پایین و نتونستم جلو خودمو بگیرمو کمر باریک و قوس دار ا.ت رو گرفتم و تنشو به خودم چسبوندمو سرمو گذاشتم رو شونش و اروم گفتم:بهت نیاز دارم بیبی که اونم....


مرسی بابت حمایت
شرط ۵ لایک
۳ کامنت
دوستون دارم💜💜💜
دیدگاه ها (۰)

لاجی بولالا😂😂

گایز ازتون نظرم میخوام لطفا همه نظر بدیدمیخوام فیک بنویسم نظ...

فیک ته وقتی از سفر کار میاد و....*تکپارتی*+ داشتم توی آشپزخو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط