{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب تاریک هوای سحرش رامیخواست

شب تاریک هوای سحرش رامیخواست
شهر انگار خسوف قمرش رامیخواست
گوشۀ حجره کسی چشم به راه افتاده
حسن دوم زهرا پسرش را میخواست
حضرت عسکری از درد به خود می‌پیچد
زهر از سینۀ آقا جگرش را میخواست
#امام_حسن_عسکری
دیدگاه ها (۰)

💚 #وحدت ❤️شیعه + سنی = یعنی مرگ بر آمریکا و صهیونیست و انگلی...

خبرنگار ترکیه‌ای: واقعیت این است: ایران تل‌آویو را با صدها م...

💔ای ڪاش حرم بودم و مهمان تو بودممهمان تو و سفره احسان تو بود...

فرا رسیدن ایام شهادت امام حسن مجتبی (ع) و رسول گرامی اسلام (...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁵⁵نمی‌دونم چرا دلم آروم نمی‌گرفت.آروم ب...

پارت ۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط