درخواستی
#درخواستی
#تکپارتی
وقتی گریه میکنی..........
تو و چان داشتین باهم یه فیلم درام و غمگین میدیدین که وسط فیلم زدی زیر گریه وقتی چان متوجه شد تورو گرفت توی بغلش
_اوه عزیزم؟ چرا داری گریه میکنی؟
+ ولی پسره نباید میمُرد(درحال گریه)
_اشکال نداره عزیزم اون فقط یه فیلمه بعدشم اون نقش منفی فیلم بود چرا نباید میمرد؟
+آخه خیلی کراش و همینطور ددی بو.....
با کلمه ی آخری که زدی فهمیدی که چه غلط بزرگی کردی
+آاااا منظور من این بود که خیلی ددی خوبی برای همسرش بود آره منظورم همین بود
_مطمئنی منظورت همین بود؟
+اره عشقم معلومه که همینطور بود
چان از سر جاش بلند و رفت سمت آشپزخونه و همینطوری شروع کرد به صحبت کردن با تو که روی مبل نشسته بودی
_پس نگران نباش عزیزم الان تو رو هم میفرستم پیشش که ددی خوبی برای تو باشه
+چی؟منظورت چیه؟(خنده ضایع) عشقم تو که میدونی شوخی کردم
چان چاقویی برداشت و اومد سمتت
+هی هی میخوای چیکار کنی؟
_میخوام تورو بفرستم پیش ددی جونت
و افتاد دنبالت به دور خونه همینطور که داشتین میدوییدین تو خوردی زمین و پات زخم شد
+(درحال عر زدن)
_اوه ا/ت خوبی؟
+برو گمشو احمق(گریه)
_عزیزم داشتم شوخی میکردم
+این چه شوخی مسخره ای بود
_ولی توهم الان به اون مرتیکه گفتی ددی
بعد از شنیدن این جمله ی چان دردتو فراموش کردی و با حالت شیطونی لب زدی
+هی تو الان حسودی کردی؟؟
_نخیر چرا باید به تو و اون چلغوز حسودی کنم؟ مخصوصا به تویی که سریع مثل بچه ها گریه میکنی
+چییییییییی من گریه میکنم؟ اونم مثل بچههه تگه دستم بهت برسه کریستوفر بنگچان
چان درحال فرار کردن از خونه......
#تکپارتی
وقتی گریه میکنی..........
تو و چان داشتین باهم یه فیلم درام و غمگین میدیدین که وسط فیلم زدی زیر گریه وقتی چان متوجه شد تورو گرفت توی بغلش
_اوه عزیزم؟ چرا داری گریه میکنی؟
+ ولی پسره نباید میمُرد(درحال گریه)
_اشکال نداره عزیزم اون فقط یه فیلمه بعدشم اون نقش منفی فیلم بود چرا نباید میمرد؟
+آخه خیلی کراش و همینطور ددی بو.....
با کلمه ی آخری که زدی فهمیدی که چه غلط بزرگی کردی
+آاااا منظور من این بود که خیلی ددی خوبی برای همسرش بود آره منظورم همین بود
_مطمئنی منظورت همین بود؟
+اره عشقم معلومه که همینطور بود
چان از سر جاش بلند و رفت سمت آشپزخونه و همینطوری شروع کرد به صحبت کردن با تو که روی مبل نشسته بودی
_پس نگران نباش عزیزم الان تو رو هم میفرستم پیشش که ددی خوبی برای تو باشه
+چی؟منظورت چیه؟(خنده ضایع) عشقم تو که میدونی شوخی کردم
چان چاقویی برداشت و اومد سمتت
+هی هی میخوای چیکار کنی؟
_میخوام تورو بفرستم پیش ددی جونت
و افتاد دنبالت به دور خونه همینطور که داشتین میدوییدین تو خوردی زمین و پات زخم شد
+(درحال عر زدن)
_اوه ا/ت خوبی؟
+برو گمشو احمق(گریه)
_عزیزم داشتم شوخی میکردم
+این چه شوخی مسخره ای بود
_ولی توهم الان به اون مرتیکه گفتی ددی
بعد از شنیدن این جمله ی چان دردتو فراموش کردی و با حالت شیطونی لب زدی
+هی تو الان حسودی کردی؟؟
_نخیر چرا باید به تو و اون چلغوز حسودی کنم؟ مخصوصا به تویی که سریع مثل بچه ها گریه میکنی
+چییییییییی من گریه میکنم؟ اونم مثل بچههه تگه دستم بهت برسه کریستوفر بنگچان
چان درحال فرار کردن از خونه......
- ۱۱.۰k
- ۱۴ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط