یک شاهدخت و چهار خواننده

یک شاهدخت و چهار خواننده
📌 پارت بیست و هشتم 📌

کای : هیونگ کریس و هیونگ سوهو تصادف کردن الآنم بیمارستان هستن
_ چی ! چرا این جا وایسادین بیاین بریم
+ ما از کمپانی اجازه نداریم بریم چون قرار نیست فن ها بفهمن
_ اگه قرار به اینا باشه اگه یکی از پرستارا شناختشون چی ؟
خیلی خب باشه خودم میرم
+ صبر کن منم میام
چان : به ماهم خبر بدین

به بدبختی رفتیم داخل سوهو توی کما بود
کریس ام هنوز توی اتاق عمل بود
زنگ زدم به سهون
سهون : بله
_ اوپا ؛ سوهو کماست و کریس توی اتاق عمل
سهون : اوکی الان داریم میام نمی‌تونیم اینجا بشینیم
_ بهترین کار اینکه برین کلیسا براشون دعا کنید
سهون : باشه بای
_ بای
بوق بوق ...
از استرس زیاد نمی تونستم بشینم هی راه میرفتم کای از خستگیه زیاد خوابش برد
منم هی راه میرفتم ساعت نزدیکای ۳ بود که دکتر از اتاق اومد بیرون
_ حالش چطوره ؟
دکتر : شما اشناشون هستین ؟
_ بله
دکتر : خب ......
بچه ها این فیک تموم بشه میرم برای همیشه
لایک و کامنت 😉😢
دیدگاه ها (۴)

اورلورا

پارت چهار ات‌ ویو داشتم میرفتم قهوه هارو بیارم که صدای تهیون...

پارت ۶= چرا نیام صد درصد میام÷ خبب پاشو بریم = کجا بریم ؟ + ...

لیا : چی بگم والا من میرم حاضر رشم کوک : وایسا منم میام لیا ...

جادویی به نام عشق

وقتی میخواد بره سربازی part 2

پنهان عشق

بادرگارده شخصی من پارت ۱۱

پارت پنج لی: راستش یونگی قبلاً عاشق یه دختر به اسم سانا بوده...

پارت سهویو تهدرسته زیاده روی کردم یون داشت گریه میکرد منم رف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط