{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حسین جان، شرمنده ام، اشکم نمی آید

حسین جان، شرمنده ام، اشکم نمی آید
شنیده ام چشمی ک ه برای تو بگرید جهنم را نخواهد دید ولی چه کنم اشکم نمی آید.
از بهترین مداحان شهر است ولی هرچه میخواند من در فکر اینم که چهار میلیون و پانصد هزار تومان برای چهل وپنج دقیقه یعنی هر آه که میکشد چند می افتد، هر اشک که من بریزم چند میگیرد، این هشت مجلس که در این ده شب میرود میشود چقدر، چند میلیارد در دوماه، بعد یاد اهالی محل میفتم، اشکم نمی آید.
قشنگ روضه میخواند، دلهایمان را روانه کرده است کربلا، هزار فرسخ هزار سال آن سوی تر، سیلی به صورت دخترت زده اند، باز هم اشکم نمی آید چند دختر چند روز قبل و چند کیلومتر آن طرف تر و اسید، اشکم نمی آید.
حسین جان امسال چه غریب تر از هرسال شده ای. امر به معروفی که برایش قیام کردی خودش منکری شده برای خودش.
یا حق دوستان ویس گونی من خوبی بدی ببخشید.. در پناه خدا فعلاً معلوم نیست کی بیام،،،،
دیدگاه ها (۲۹)

اینم تم من قشنگ،،،،

واقعا چه دوره ای شده خروس به مرغ اعتماد نداره ههههههههههه

سلام علیک،،، دوستان

سلام دوستان ¥¥¥¥¥~~^}{[[*+€¥~}}[]¥€¥¥

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط