{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عصیان شهوتش که بالا می گرفت

عصیان شهوتش که بالا می گرفت
عاشق پیشه میشد
دوستم میداشت ، میگفت کنارت میمانم 
من هم عاشق
هربار میبخشیدمش ، دل میدادم دوباره به حرف هایش
میگفتم این دفعه همه چیز فرق میکند
ولی هربار دقیقا بعد از اینکه میفهمید بخشیدمش
روی مغزش کاندومی کشیده می شد از بی شرمی
برای همین مغزش جای خود را به آلتش می داد 
برای همین فقط به فکر پاره کردن بود 
پاره کردن کسی که به ظاهر دوستش داشت
کاش بی دلیل انگ فاحشگی به من نمی زدید
بهایی که من دادم سنگین بود
چیزی که شما حتی با فکرش کمر خالی می کنید
مابقی اش دیگر بماند ...
دیدگاه ها (۱)

عصیان شهوتش که بالا می گرفتعاشق پیشه میشددوستم میداشت ، میگف...

عصیان شهوتش که بالا می گرفتعاشق پیشه میشددوستم میداشت ، میگف...

𝔜𝔬𝔲 𝔠𝔞𝔫'𝔱 𝔟𝔢 𝔟𝔢𝔱𝔱𝔢𝔯 𝔱𝔥𝔞𝔫 𝔪𝔢😩︵⏜࣪⏜֪࣪︵֪⏜֪࣪︵︵֪𝔞𝔳𝔦𝔩𝔩𝔞: تولدت مبار...

مانیفستِ صاعقه | ترازِ کلام: بهرام محمدی۱. «حکومتِ بی‌عدالت،...

صـــــدایت به پاییــــــــــز رفته . . .🍁هـــــرچه می گویـی ...

فصــل عـــــوض می شودجای آلــــو را خـرمالـــو می گیـــردجای...

پیج رو فالو کن ❤️هر روز کلی چیز جدید برای یاد گرفتن و دیدن د...

پیج رو فالو کن ❤️هر روز کلی چیز جدید برای یاد گرفتن و دیدن د...

پیج رو فالو کن ❤️هر روز کلی چیز جدید برای یاد گرفتن و دیدن د...

میگم اینجا دختر موختر چقدر زیادہ ھا 😅▷ ───●───────────◁ || ▷...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط