{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای مردمان بگویید آرام جان من کو

ای مردمان بگویید آرام جان من کو
راحت‌فزای هرکس محنت‌رسان من کو

نامش همی نیارم بردن به پیش هرکس
گه گه به ناز گویم سرو روان من کو

در بوستان شادی هرکس به چیدن گل
آن گل که نشکفیدست در بوستان من کو

جانان من سفر کرد با او برفت جانم
باز آمدن از ایشان پیداست آن من کو

هرچند در کمینه نامه همی نیرزم
در نامهٔ بزرگان زو داستان من کو

هرکس به خان و مانی دارند مهربانی
من مهربان ندارم نامهربان من کو
دیدگاه ها (۳)

چه شب بدی ست امشب، که ستاره سو نداردگل کاغذی‌است شب بو، که ب...

ﮔﯿﺮﻡ ﺍﺯ ﺗﻪ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﯼ ﻋﺸﻖ ﺗﻮ ﺷﻌﺮﯼ ﺳﺎﺧﺘﻢ ....ﺳﻮﺩ ﺷﻌﺮﻡ ﭼﯿﺴﺖ ﻭﻗﺘﯽ ...

دیشب به یاد روی تو تنها گریستمتنهای بی امید چه شبها گریستماز...

در آغوشش فشردم گفت مردمچه لذت ها که در پیش تو بردمشبی دیگر د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط