{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چنان دلبستہ ام ڪردی

چنان دلبستہ ام ڪردی
ڪه با چشـــــم خودم دیدم ...
خودم میرفتــــــــــم اما..
سایہ ام با مـــــن نمی آمـــــد!
دیدگاه ها (۳)

بیاباید برگردیم به اولین خیاباناین بار من می رومتو شاعر شو

#پس زمینه#پروانه#رنگی رنگی

سر جایش دراز کشید، کنار پنجره، پاهایش را بغل کرد و به گمشده ...

روے فرش دل من جوهرے از عشق تو ریخت..آمدم پاڪ ڪنم عشق تورا بد...

ڪارے ڪہ چشم‌هاے توبا شعر ڪردیڪ اتفاق سادہ نبود ...توآرام پای...

من برای تو چترے بیش نبودمباران ڪه تمام شد فراموشم ڪردےتوتنها...

.... داشتم به گل چشم غره میرفتم و فاک نشون میدادم.... سرمو ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط