کاش میشدسرزمین عشق رادرمیان گامهاتقسیم کرد
کاش میشدسرزمین عشق رادرمیان گامهاتقسیم کرد
کاش میشدبانگاه شاپرک عشق رابرآسمان تفهیم کرد
کاش میشدبادوچشم عاطفه قلب سردآسمان را نازکرد
کاش میشدباپری ازبرگ یاس تاطلوع سرخ گل پروازکرد
کاش میشدبانسیم شامگاه برگ زردیاسهارارنگ کرد
کاش میشدباخزان قلبهامثل دشمن عاشقانه جنگ کرد
کاش میشددرسکوت دشت شب ناله غمگین باران راشنید
بعد,دست قطره هایش راگرفت تابهارآرزوهاپر کشید
کاش میشدمثل یک حس لطیف لابلای آسمان پرنورشد
کاش میشدچادرشب راکشیدازنقاب شوم ظلمت دورشد
کاش میشدازمیان ژاله هاجرعه ای ازمهربانی را چشید
کاش میشدبانگاه شاپرک عشق رابرآسمان تفهیم کرد
کاش میشدبادوچشم عاطفه قلب سردآسمان را نازکرد
کاش میشدباپری ازبرگ یاس تاطلوع سرخ گل پروازکرد
کاش میشدبانسیم شامگاه برگ زردیاسهارارنگ کرد
کاش میشدباخزان قلبهامثل دشمن عاشقانه جنگ کرد
کاش میشددرسکوت دشت شب ناله غمگین باران راشنید
بعد,دست قطره هایش راگرفت تابهارآرزوهاپر کشید
کاش میشدمثل یک حس لطیف لابلای آسمان پرنورشد
کاش میشدچادرشب راکشیدازنقاب شوم ظلمت دورشد
کاش میشدازمیان ژاله هاجرعه ای ازمهربانی را چشید
- ۱.۳k
- ۲۴ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط