{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عذاب

عذاب


پارت۷


صبح با دل درد شدیدی بیدار شدم و کوک و کنارم دیدم انگار خرگوش بود خوابیده بود خیلی مظلوم بود یه خنده ی ریز کردم و پاشدم دلم میخواست جیغ بزنم اما نمیشد لباسامو پوشیدم و کوک بیدار شد
-:پرنسس خانومم چشه؟
+:چشه؟چش نیس
-:(پاشد رفت پیشش) مگه چیشده؟
+:دلم درد میکنه
-:آخیییییی بیا ببرمت حموم
+:چیییی نه نه نه ممنون خوبم(متعجب)
-:چرا چرا
ویو کوک:
بزور لباساشو در آوردم یه عالمه جیغ کشید ولی دیگه چه کنیم بعدم برآید استایل بغلش کردم و بردمش حموم گذاشتمش تو وان و آب رو براش تنظیم کردم چون گفت دلم درد میکنه زیر دلشم براش ماساژ دادم بعدم یهو میخواستم بترسونمش و آب یخ ریختم رو پشتش که دوباره صدای جیغش بلند شد خیلی بهش خندیدم بعدم نزدیکش شدم و به اون چشای گوگولی مگولش نگاه کردم یه دل سیر بهش خیره شدم و
-:بیبی میخوامت
+:کوک الان تو حمومیم وقتش نیست
-:باشه(ناراحت)
ویو ات:
یهو نمیدونم چیکار کردم دست خودم نبود چون اون نزدیکم بود و بهم خیره بود دستامو بردم و پشت گردنش ح.لقه کردم و محکم ل.بامو کوبیدم به ل.باش و دیدم چشاش بازه یجوری نگام میکنه که یهو شروع کرد به وحشیانه خوردن ل.بم خیلی خوب بود آخیش راحت شدم نه نه نه ..‌چ..چی..‌.اصلاهم..خ..خوب ن...نبود
خب بعدم دیگه سرشو شستم خودشم کامل منو شست و دیگه بدنشو گفت خودم میشورم بعدم که رفتیم بیرون یه هودی و شلوار تو خونه ای پوشیدم و کوک گفت بیا من موهاتو خشک میکنم منم رفتم پیشش شونه رو برداشت خیلی با نرمی زیاد موهامو شونه میزد بعدم سشوار کشید و یه تیغ ماهی زیبا از کف سر برام زد خیلیییی ناز بود
+:آخیییی چقدر ناز شدم
-:ناز که بودی
+:کی بهت یاد داده
-:اون وقتا که کوچیک بودم موهام خیلی بلند و خوشگل بود انگار دختر بودم خواهرمم که عشق اینجور چیزا بود منو میگرفت میاورد جلو آیینه میزاشت دیگه هر مدلی بلد بود رو سر من انجام میداد دیگه منم خیلی مدلای قشنگ یاد گرفتم
+:آخییییی به منم یاد میدی(مظلوم)
-:باید ماکت مخصوص بگیریم
+: خب میگیریم
-:تا میرسه دستمون خیلی طول میکشه
+:خببب بکشه
-:آقا اوکی میگیرم چونه زدن باتو به هیچ جاییم نمیرسونه
+-:(خنده)
ویو ات:
رفتیم پایین برای صبحانه و نشستیم و کلیییی صحبت کردیم بعدم کوک گفت میره سر کار منم گفتم باشه بعدم خیلی حوصلم سر رفت زنگ زدم کوک گفتم میتونم برم شرکتم گفت اوکی برو منم گفتم با چی برم گفت با لامبورگینی من گفتم اوکی و رفتم یه لباس مناسب شرکت پوشیدم با همون مو و کفش پاشنه بلد راه افتادم رفتم پارکینگ و کلید لامبورگینی رو برداشتم و رفتم شرکت بدون اینکه بفهمم تو شرکت چی میگذره...

ادامه دارد...


خبببب شاید ادامه ندم چون اصلا یدونه هم کامنت نمیگیرم یعنی ببین پارت اول این فیک ۲ کا ویو خورده ولی نه فالو میکنین نه لایک میکنین نه نظر میدین یکم با انصاف باشید ما اینجا داریم زحمت میکشیم تُرُب نیستیم که عه حمایت کنین دیگه ایششششش🥺😭✨


بای بای✨👋🏻
دیدگاه ها (۱)

عذابپارت ۸ویو ات:وقتی وارد شرکت شدم تو شک بودم همه داد میزدن...

عذابپارت ۹ویو ات:رفتن داخل خونه و جیغ زدنم یکی بود با چیزی ک...

این پارت اسماته بیاین کامنتا💖✨

عذابپارت ۵ویو ات:رفتیم تو و دیدم که نصف اونایی که تو پارتی ب...

part 21 : ویو جنا : شام و خوردیم و تموم شد با هم ضرف ها رو ش...

استری کیدز

𝑝𝑎𝑟𝑡9اسم فیک:𝑗𝑖𝑚𝑖𝑛 𝑎𝑛𝑑 𝑢𝑜𝑠ℎ𝑎ویو یوشا:صبح بلند شدم دیدم داخل ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط