{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پسری با اخلاق ونیک سیرت

پسری با اخلاق ونیک سیرت
اما فقیر به خواستگاری
دختری می رود
پدر دختر گفت : تو فقیری
ودخترم طاقت رنج وسختی ندارد
پس من به تو دختر نمیدهم .
پسری پولدار اما بدکردار
به خواستگاری
همان دختر میرود،
پدر دختر با ازدواج موافقت میکند .
ودر مورد اخلاق پسر می گوید:
انشاالله خدا او را هدایت میکند .
دختر گفت :پدر ،مگر خدایی که هدایت میکند ،
با خدایی که روزی میدهد فرق دارد؟
دیدگاه ها (۳)

آنچه از روزگار بدست می آید با خنده نمیماند ...وآنچه از دست ب...

خورشیدی که تورا دیده بود دو دل بودغروب کند یا که طلوعوتقدیرش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط