هیوا

#هیوا

وسط داد و بیداد و دعوا یهو گفت : " منم "
حواسم نبود اصلا بپرسم یعنی چی منم ؟!
منم چی ؟ فحشه ؟ بد و بیراهه ؟ چیه این منم ؟؟
اما وقتی یه بار دیگه گفت منم ،
دیگه سکوت نکرد . داد زد : " منم . منم . اینی که داری باهاش میجنگی منم !
دشمن نیست ، غریبه نیست ، رهگذر کوچه خیابونم نیست ، منم !!
نه شمشیر دستمه ، نه سنگر گرفتم جلوت نه قراره باهات بجنگم .
ببین دستام بالاست ، تسلیمم .
نه از ترس و نه بخاطر ناحق بودنم .
فقط به حرمت عشقی که گاهی تو از یاد میبریش .
یه وقتایی اگه سکوت میکنم در برابرت برای این نیست که حرفی برای گفتن ندارم یا نمی تونم جواب حرفاتو بدم .
فقط برای اینه که حالیمه قرار نیست خراب کنیم چیزیو !
اگه بحثی هم هست برای بهتر شدنمونه .
یادم نمیره اینی که جلوم وایساده « تویی » .
ولی تو انگار یادت میره اینی که داری زخم رو زخمش میزنی « منم »
دیدگاه ها (۷)

کدام شعرت را در یک صبح بارانی نوشته‌ای؟بعد از آن‌که انگشتانِ...

#ماهورگاهی فقط بیخیال باش ...وقتی قادر به تغییرِ بعضی چیزها ...

سلام_امام_زمانم💚خوشاصُبحے‌ڪہ‌خیرَش را تو باشےردیفِ نابِ شِعر...

و زندگی همین بود!لبخندی اشکیفنجان ِ چای ِ داغی که در خیال ِ ...

~حقیقت پنهان~

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط