{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سر بر سینه‌ام بگذار

سر بر سینه‌ام بگذار
با تپشهای قلبم آرزوهایت را شماره کن
رشته‌های سپید مویم
ردِ رنج‌هایی‌ است که زندگی‌‌ام را سیاه کرد
با این همه در سرزمینی که مرگ پایان رنج هاست
هرگز هیچکس تابوت عشق را
بر شانه‌‌های من نخواهد دید.
دیدگاه ها (۲)

به یاد او همه غم ها ز سینه دور شوددلم به رغم سیاهیش غرق نور ...

دلتنگیت کجا فرار کنم ؟معمار هیجانکجا بروم که صدای آمدنت را ب...

هرچه آرزوی خوب مال تو

به این میگن ی دختر خخخ

سفیر کبیر Grand Ambassador

زندگی را سپاسبرای موهبت‌های بسیارشبرای چشمانی که به من دادتا...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط