و من آرام می گریم
و من آرام می گریم
و او حتی نمی بیند
و من آرام می میرم
و او حتی نمی داند
عجب یاریست یار من
نه می بیند ، نه می داند
چگونه چشمهای من برایش اشک می ریزد
چگونه پرسه های من به یادش اوج می گیرد
چگونه دستهای من برایش شعر می سازد
چگونه از فراقش این دل بیتاب می سوزد
و او هرگز نمی داند
و من آرام می میرم
و او هرگز نمی آید
و او هرگز نمی آید... #عاشقانه #عاشقانه_ها #دلنوشته #دلنوشته_ها
و او حتی نمی بیند
و من آرام می میرم
و او حتی نمی داند
عجب یاریست یار من
نه می بیند ، نه می داند
چگونه چشمهای من برایش اشک می ریزد
چگونه پرسه های من به یادش اوج می گیرد
چگونه دستهای من برایش شعر می سازد
چگونه از فراقش این دل بیتاب می سوزد
و او هرگز نمی داند
و من آرام می میرم
و او هرگز نمی آید
و او هرگز نمی آید... #عاشقانه #عاشقانه_ها #دلنوشته #دلنوشته_ها
- ۱.۲k
- ۰۶ آبان ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط