{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در این هیاهوی خلق

در این هیاهوی خلق
که پُتک بر آرامش ات میزند
دلم پیاده رویی میخواهد , بارانی
دست خودم را بگیرم
برویم صحبت کنان
تا انتهای گریستنِ آخرین ابرِ زندگی
نفرین به اجتماع
که نمی گذارد صدا به صدا برسد
دیدگاه ها (۴)

دلــــــــــم حـــــال آن نیمڪتے را دارد ڪہ هر ...

مردی گفت:وقتی همسرم را انتخاب کردم،در نظرم طوری بودکه گویا ...

خدایا : در دفتر حضور و غیاب امروز،حاضری زدیم!حضورمان را بپذ...

تنهایی زیادم خوب نی والا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط