{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چپتر اول

چپتر اول
دروغ شیرین

قدم پشت قدم می گذارم با سرعتی که نه دویدنه و نه پیاده روی . فقط میخوام از اونجا بیام بیرون ؛ به روبه‌روم نگاه میکنم ، تا روشنایی خیابون و همهمه حدود بیست قدم مونده سرعت رو بیشتر میکنم و صدای کفشی که از پشت سرم میشنوم هم تند تر میشود . ده قدم میتونم ، دارم فرار میکنم ، شروع میکنم به دویدن
۹ قدم
۸ قدم
۷
۶
۵
۴
۳
۲
...
جسمی ، نه بدنی خودش را رویم می اندازد و محکم به زمین برخورد میکنم ... دستمالی جلوی دهانم قرار میگیرد تلاش ‌میکنم که جیغ بزنم اما صدایی بیرون نمی اید در ثانیه ها اخر هوشیاریم به ازادی نگاه میکنم . خیابان فقط یک قدم باهام فاصله داشت ناگهان سایه ی هیبتی جلوی نور را میگیرد و من بیهوش میشم .
~~~~~
از شنیدن نظراتتون خوشحال میشم :)
شب پارت بعد رو هم میزارم
گزارش شد ولی دوباره گذاشتم
هر عزیزی که گزارش کرد لطفا بیاد بگه که چی مشکلی داشته ممنون 🙏🏻
دیدگاه ها (۴)

چپتر دومدروغ شیرین چشمامو باز میکنم و تقریبا بلافاصله از شدت...

سایه ای میان ما

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط