{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دریا و من، شب تا سحر بیدار ماندیم

دریا و من، شب تا سحر بیدار ماندیم
شعری سرودیم
اشكی فشاندیم
شب تا سحر، آشفته حالی بود با آشفته گوئی،
اندوه یاران بود و این آشفته پوئی،
بر این پریشان روزگاری، چاره جوئی!
*
دریا به من بخشید آن شب،
بس گنج از گنجینه ی خویش
از آن گهرهای دلاویزی كه می ساخت؛
در كارگاه سینه خویش:
جوشش، تپش، كوشش، تكاپو، بی قراری!
ساكن نماندن همچو مرداب،
چون صخره - اما - پیش توفان استواری!
هم بر خروشیدن به هنگام،
هم بردباری!

فریدون مشیری
دیدگاه ها (۲)

دریا و من، شب تا سحر بیدار ماندیمشعری سرودیماشكی فشاندیمشب ت...

#طبیعت_زیبا #خرم_آباد

«دکترینِ حَد: انهدامِ الیگارشیِ فاسد و اِعادهٔ نظمِ تراز؛ عم...

#تی_اکس_تی

♨️وضعیت بازگشت ارزهای تراستی‌ها از زبان وزیر اقتصاد✍جناب وزی...

خدا لبخند زد و دختر آفریده شد😍😍😍😍#انرژی_مثبت #کلیپ_طنز #کلیپ...

♨️اسامی نمایندگانی که به دوفوریت طرح الزام دولت به "خودداری ...

‌♨️ مهاجرانی: لوایح پالرمو و CFT را در راستای منافع خودمان د...

کی گورتو گم میکنی احمق ♨️رئیس‌جمهور قانون الحاق دولت به CFT ...

♨️محمدجعفر قائم‌پناه در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی ایکس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط