{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مورهرگز به سرخوان سلیمان نرود*

مورهرگز به سرخوان سلیمان نرود*
تاکه درخانه خود برگ ونوایی دارد*
دیدگاه ها (۴)

مراآزردی وگفتم که خواهم رفت ازکویت*بلی رفتم ولی هرجا که رفتم...

گریه شد سدگلو ورنه به استقبالت*جان همی خواست درآید چه کند را...

مور هرگز به سرخوان سلیمان نرود*تاکه در خانه خود برگ ونوایی د...

با اجازه صاحب آواتار جناب مختارعزیز وطرفدارانش، هرجا هستی با...

سردسته تمام اصلاح طلبا همین حرومزادست حسین مرعشی تقاص تک تکش...

مور هرگز به سرخوان سلیمان نرود*تاکه درخانه ی خود برگ و نوایی...

مور هرگز به سر خان سلیمان نردو*تاکه در خانه ی خود برگ و نوای...

آنچه ازسرگذشت؛شدسرگذشت حیف بی دقت گذشت؛اماگذشت تاکه خواستیم ...

مژه بـر هـم نـزنم تاکه ز دستم نرود..💜💚مازندرانگفتم شایـد یـک...

حلقه بردرنتوانم زدن ازبیم رقیبان این توانم که بیایم به سرکوی...

مژه برهم نزنم، تاکه ز دستم نرودناز چشم تو به قدر مژه برهم زد...

✔جمله نابآیت الله مجتهدی : آنچه از سر، گذشت ؛ شد سرگذشت!!! ح...

گفته بودی که چرامحوتماشای منی/آنچنان مات که مژه برهم نزنیمژه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط