جونگکوک ولش کرده بود و رفته بود
𝐌𝐫 𝐣𝐞𝐨𝐧 | 𝐩𝐚𝐫𝐭 𝟏𝟐
جونگکوک ولش کرده بود و رفته بود.
روی تختش ولو شده بود و گریه میکرد.
-عوضی...
فکری به سرش زد و سراغ پاکتی که توی کمد گذاشته بود رفت.
همون ویبراتور قرمز...
{تا بهت نگفتم ازش استفاده نکنی ها}
-و اگه استفاده کنم چی میشه؟ به اون هیچ ربطی نداره!!
با اخمی گفت و به ویبراتور نگاه کرد.
از اونجایی که توی هیت بود هم امگاش بیشتر به سمت انجام اینکار هلش میداد.
ویبراتور رو برداشت و رفت تو دسشویی اتاقش.
لباس هاش رو در اورد.
-حالا که اینجوریه منم ازش استفاده میکنم!
تیشرتش رو گاز گرفت تا صداش در نیاد و یکی از انگشت های کشیده اش رو توی سوراخش برد.
یکی دیگه اضافه کرد.
سوراخش اسلیک ترشح میکرد.
-ا-اهه
یه انگشت دیگه...
حالا سه تا از انگشت هاش توی سوراخش بود.
چشم هاش سیاهی میرفت و بخاطر هیتش حسابی تحریک شده بود.
ویبراتور رو اروم اروم توی سوراخش برد.
ویبراتور بات پلاگ مانند بود و خیلی دراز.
پاهاش شل شد و سر خورد و با باسنش روی زمین فرود اومد که ویبراتور تا اخر توی سوراخش فرو رفت و روشن شد.
-آیییییییییییی
جیغی کشید و زد زیر گریه.
خیلی درد داشت و سعی میکرد درش بیاره ولی دستاش عرق کرده بود و ویبراتور هم خیس از اسلیک و مایع داغ و سرخ رنگی بود پس نمیتونست.
...
-چه نوع حلقه ای میخواید جناب؟
-جدید ترین مدل هاتون رو میش-
گوشیش با پیامی ویبره رفت ولی نادیده اش گرفت.
-جدید ترین مدل هاتون رو میشه ببینم؟
-بله فقط توی چه سایزی؟
∆فلش بک∆
لب هاش رو روی لب های تهیونگ کوبید و دست هاش رو کنار سرش پین کرد و انگشت هاش رو در انگشت های تهیونگ پیچید.
کمی بعد تهیونگ عقب کشید و دست چپ جونگکوک رو جلوی صورتش گرفت و انگشتری که توی انگشت کوچکش بود رو در اورد.
-وووایییی چقدر خوشگلههه من اینو میدزدم!
و انگشتر رو توی انگشت حلقه اش انداخت.
-میشه برای من باشه؟
-اگه اندازته مال تو
-توی این انگشتم کامل اندازس!
∆پایان فلش بک∆
-این اندازه!
و انگشت کوچیکش رو جلو گرفت و امگای مغازه دار سایز انگشتش رو گرفت که دوباره کوشیش ویبره رفت.
با اخمی گوشیش رو در اورد و پیام هایی از برنامه ویبراتور* دید.
( بعضی ویبراتور هایی که کنترل از راه دور دارن باید برنامش رو توی گوشی نصب کنی و خب روشن که بشه برنامه برای گوشی نوتیف میفرسته. )
-تهیونگ!!!!!!
جونگکوک ولش کرده بود و رفته بود.
روی تختش ولو شده بود و گریه میکرد.
-عوضی...
فکری به سرش زد و سراغ پاکتی که توی کمد گذاشته بود رفت.
همون ویبراتور قرمز...
{تا بهت نگفتم ازش استفاده نکنی ها}
-و اگه استفاده کنم چی میشه؟ به اون هیچ ربطی نداره!!
با اخمی گفت و به ویبراتور نگاه کرد.
از اونجایی که توی هیت بود هم امگاش بیشتر به سمت انجام اینکار هلش میداد.
ویبراتور رو برداشت و رفت تو دسشویی اتاقش.
لباس هاش رو در اورد.
-حالا که اینجوریه منم ازش استفاده میکنم!
تیشرتش رو گاز گرفت تا صداش در نیاد و یکی از انگشت های کشیده اش رو توی سوراخش برد.
یکی دیگه اضافه کرد.
سوراخش اسلیک ترشح میکرد.
-ا-اهه
یه انگشت دیگه...
حالا سه تا از انگشت هاش توی سوراخش بود.
چشم هاش سیاهی میرفت و بخاطر هیتش حسابی تحریک شده بود.
ویبراتور رو اروم اروم توی سوراخش برد.
ویبراتور بات پلاگ مانند بود و خیلی دراز.
پاهاش شل شد و سر خورد و با باسنش روی زمین فرود اومد که ویبراتور تا اخر توی سوراخش فرو رفت و روشن شد.
-آیییییییییییی
جیغی کشید و زد زیر گریه.
خیلی درد داشت و سعی میکرد درش بیاره ولی دستاش عرق کرده بود و ویبراتور هم خیس از اسلیک و مایع داغ و سرخ رنگی بود پس نمیتونست.
...
-چه نوع حلقه ای میخواید جناب؟
-جدید ترین مدل هاتون رو میش-
گوشیش با پیامی ویبره رفت ولی نادیده اش گرفت.
-جدید ترین مدل هاتون رو میشه ببینم؟
-بله فقط توی چه سایزی؟
∆فلش بک∆
لب هاش رو روی لب های تهیونگ کوبید و دست هاش رو کنار سرش پین کرد و انگشت هاش رو در انگشت های تهیونگ پیچید.
کمی بعد تهیونگ عقب کشید و دست چپ جونگکوک رو جلوی صورتش گرفت و انگشتری که توی انگشت کوچکش بود رو در اورد.
-وووایییی چقدر خوشگلههه من اینو میدزدم!
و انگشتر رو توی انگشت حلقه اش انداخت.
-میشه برای من باشه؟
-اگه اندازته مال تو
-توی این انگشتم کامل اندازس!
∆پایان فلش بک∆
-این اندازه!
و انگشت کوچیکش رو جلو گرفت و امگای مغازه دار سایز انگشتش رو گرفت که دوباره کوشیش ویبره رفت.
با اخمی گوشیش رو در اورد و پیام هایی از برنامه ویبراتور* دید.
( بعضی ویبراتور هایی که کنترل از راه دور دارن باید برنامش رو توی گوشی نصب کنی و خب روشن که بشه برنامه برای گوشی نوتیف میفرسته. )
-تهیونگ!!!!!!
- ۱۸.۳k
- ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط