روایت شهادت مادر دختری
*روایت شهادت مادر دختری*
تازه عروس بود و داشت خادم بیت رهبری میشد. همان روز نهم اسفند برای مصاحبه به آنجا رفته بود اما چون مدارکش ناقص بود او را فرستاده بودند تا در خیابان جمهوری از مدارکش پرینت بگیرد که بیت را زدند.
غبطه میخورد و آرام و قرار نداشت. آن شب در خانه دست پدرش را بوسید و گفت:« از من راضی باش، حتما شما از من راضی نبودی که من شهید نشدم». بعد هم رفت سراغ سجادهاش و تا صبح گریه کرد.
ساعت هشت صبح تازه خوابش برده بود. هنوز یک ساعتی از خوابیدنش نگذشته بود که صدای مادرش آمد؛ مادر از بسیجیان فعال حوزه ۱۰۴ رضوان بود، داشت آماده شد تا برای جلسه به حوزه برود. ناگهان عطیه از خواب پرید و گفت من هم میآیم و هر طور بود مادر را راضی کرد و باهم راه افتادند. جلسه که تمام شد ماندند تا نماز اول وقت را بخوانند و به خانه برگردند که درست هنگام اذان ظهر، حوزه ۱۰۴ رضوان مورد حمله نیروهای آمریکایی_اسرائیلی واقع شد و مادر و دختر باهم به شهادت رسیدند و دعای عطیه مستجاب شد.
روایتی از دیدار با خانواده شهیدان جنگ رمضان؛ شهیدان طاهره محمدی نصرآبادی و عطیه اصلاحی
┄┅═☫ #من_طرفِ_شمام_آقا ☫═┅┄
#السلام_علیک_یاحضرت_فاطمه_الزهرا_(س)
#مرهم_زخم_دلم_چادر_خاکی_است
#فاطمیه_خط_مقدم_شیعه_است
#سپاه_پاسدارانقلاب_است
#اسرائیل_۲۵سال_آینده_را_نخواهد_دید
#خادم_الشهدا
#شلمچه
#قرار_دل_های_بیقرار_شلمچه
#من_از_دیارحبیبم_غریب_اُفتاده_ام
#در_زمین_عشقی_نیست_زمینت_نزند_آسمان_را_دریاب
#لبیک_یازینب(س)
#ان_شاءالله_قدس
کپی=سه صلوات برای حضرت زهرا(س)
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
#یا_زهرا(س)
تازه عروس بود و داشت خادم بیت رهبری میشد. همان روز نهم اسفند برای مصاحبه به آنجا رفته بود اما چون مدارکش ناقص بود او را فرستاده بودند تا در خیابان جمهوری از مدارکش پرینت بگیرد که بیت را زدند.
غبطه میخورد و آرام و قرار نداشت. آن شب در خانه دست پدرش را بوسید و گفت:« از من راضی باش، حتما شما از من راضی نبودی که من شهید نشدم». بعد هم رفت سراغ سجادهاش و تا صبح گریه کرد.
ساعت هشت صبح تازه خوابش برده بود. هنوز یک ساعتی از خوابیدنش نگذشته بود که صدای مادرش آمد؛ مادر از بسیجیان فعال حوزه ۱۰۴ رضوان بود، داشت آماده شد تا برای جلسه به حوزه برود. ناگهان عطیه از خواب پرید و گفت من هم میآیم و هر طور بود مادر را راضی کرد و باهم راه افتادند. جلسه که تمام شد ماندند تا نماز اول وقت را بخوانند و به خانه برگردند که درست هنگام اذان ظهر، حوزه ۱۰۴ رضوان مورد حمله نیروهای آمریکایی_اسرائیلی واقع شد و مادر و دختر باهم به شهادت رسیدند و دعای عطیه مستجاب شد.
روایتی از دیدار با خانواده شهیدان جنگ رمضان؛ شهیدان طاهره محمدی نصرآبادی و عطیه اصلاحی
┄┅═☫ #من_طرفِ_شمام_آقا ☫═┅┄
#السلام_علیک_یاحضرت_فاطمه_الزهرا_(س)
#مرهم_زخم_دلم_چادر_خاکی_است
#فاطمیه_خط_مقدم_شیعه_است
#سپاه_پاسدارانقلاب_است
#اسرائیل_۲۵سال_آینده_را_نخواهد_دید
#خادم_الشهدا
#شلمچه
#قرار_دل_های_بیقرار_شلمچه
#من_از_دیارحبیبم_غریب_اُفتاده_ام
#در_زمین_عشقی_نیست_زمینت_نزند_آسمان_را_دریاب
#لبیک_یازینب(س)
#ان_شاءالله_قدس
کپی=سه صلوات برای حضرت زهرا(س)
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
#یا_زهرا(س)
- ۶۴۷
- ۰۹ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط