{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part

Part 1
#یک‌قهرمان‌شرور‌یا‌یک‌شرور‌قهرمان‌؟
راوی:
کلاس A1 از مدرسه یوای که فقط یک ماه از قبولی در آزمون ورودی گذشته بود اکنون به مکانی به نام یو اس جی میروند تا مهارت های قهرمانی خودشان را افزایش دهند.
این تمرینی است که معلمشان یعنی ایزاوا شوتا برایشان مشخص و برنامه ریزی کرده بود این کلاس افراد با استعدادی داشت مخصوصاً کاتسوکی باکوگو . ولی انگار سرنوشت برخلاف میلشان میخواست آنها تجربه ی یک مبارزه ی واقعی رو داشته باشند.
داستان از زبان کاچان:
تچ . یه تمرین مسخره . چرا درس خوندن نیازه؟ ما فقط قراره تبهکار هارو نفله کنیم اونوقت جدول ضرب و علوم و فیزیک چه غلتی میکنن این وسط؟ ها؟! یه دریچه باز میشه و یه عالمه آدم وارد یو اس جی میشن هه هه فکر کنم قراره ماجرا خفن بشه .
جیرو : سنسه اینم جز تمرینه؟
ایزاوا: نه اونا..........تبهکارای واقعی اند!
ما میخوایم شروع کنیم به مبارزه که با هشدار ایزاوا یادمون میاد که ما هیچ مجوزی نداریم.
چند دقیقه ای میگذره یه قهرمان که لباس فضانوردی پوشیده از ما در مقابل کسایی که بهمون حمله میکنن محافظت میکنه. از این که یکی مراقبم باشه بدم میاد .
کامیناری: ایزاوا سنسهههههه!
اون.....اون دیگه چه گورخریه؟! خره؟ گاوه ؟ گربه ست؟ نه فک کنم موشه؟ اخه مگه موش مثل غوله! مهم نیست که چیه ولی بد جور ایزاوا سنسه رو له و لورده کرده.
ایزاوا بهمون اجازه مبارزه رو میده با مسئولیت خودش . بعد از چند دقیقه با اومدن المایت و قهرمانا تمام تبهکارا به جز چندتاشون شکست داده میشن .
ایزاوا بخاطر آسیب‌هایی که دیده بود به بیمارستان منتقل شد. نمی‌دونم چرا یاد اون نفله ی سبز شدم . بعد اینکه قدرت آلمایتو گرفتم دیگه ندیدمش . یعنی چه اتفاقی براش افتاده ؟ کجا رفته ؟ از خانم اینسوکه در موردش پرسیدم ولی گفت که دکو ی نفله خواسته به یه مدرسه شبانه روزی توی غرب ژاپن بره .
احمق .
خب خب این از پارت یک.
چطور شده؟
🤗😘💙💚🧡❤️💛💜🤎🖤🤍
قلب قلبی.
دیدگاه ها (۱)

Part2#یک‌قهرمان‌شروریا‌یک‌شرور‌قهرمان داستان از زبان دکو: ...

منتظر پارت یک تا سه ی داستان جدید باشید

(تلاش برای نجات یک دوست از تاریکی) پارت ۲۱ باکوگو : ببخشید ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط