{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شبی پرسیدم از دلبر،

شبی پرسیدم از دلبر،
چه فن در عاشقی خوش تر
فشاند آن زلف چون عنبر،
به رخ یعنی پریشانی ...
دیدگاه ها (۳۳)

من به قربان خدا چون مرا غمگین دید ، بهر خوشحالی من ، در دلم ...

دارد پاییز می‌رسدانار نیستمکه برسم به دست‌های توبرگمپُر از ا...

صد نگاه نه؛یک نگاه کردی...!یک دل نه؛صد دل عاشقت شدم...!

تار و پود شعر هایم بند چشمان تو بود چشم بستی رشته اشعار من ا...

منم که شهره شهرم به عشق ورزیدنمنم که دیده نیالوده‌ام به بد د...

«آخ جانای عزیزِ من...»🌳ای کاش آن شبی فرا برسد..که من باشم،«ت...

سلام_امام_زمانم چہ کنم چہ چارہ سازم کہ شوم فدای_مهدےچہ کنم ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط