{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امید را از نجاری آموختم

#امید را از نجاری آموختم،
که مغازه اش سوخت،
ولی او با همان #چوب های
سوخته مغازه #ذغال فروشی باز کرد

#قدرت_مطلق_خداست ...
امیدت فقط به خدا باشه که فقط اوست که می تواند...
دیدگاه ها (۶)

خدایممهربانممونس قلب تنهایممحبوبمخالق زیبایمتو را از عمق جان...

💚 امام رضا(ع):💎 هرکس مرا زیارت کند روز قیامت سه جا به دادش م...

ای کاش می پرید شبیه کبوتراندلهای ما همیشه به اطراف گنبدت

با تکان پرچمت تسخیر کردی باد رادلنشین کردی هوای نیمه ی مرداد...

ذغال های خاموش را ڪنار ذغال روشن می گذارند تا روشن شود ،هم...

p²:پارت دوسگرمه های در هم رفته اش باز شد و دستاش کنار بدنش پ...

پارت ۴ایزیکو:یک چوب واقعا،باید با این بجنگمکروگیری:فعلا باید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط