{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

افسوس که دردها مثل عطر گلها نامرئی هستند...

افسوس که دردها مثل عطر گلها نامرئی هستند...
نه میشود آنها را دید و نه میشود آنها را نقاشی کرد...
اگر دردها شکل و ابعاد بخصوص داشتند، من آنها را میکشیدم...
و همانند یک دسته گل تقدیم تو میکردم تا بدانی که مرا دردی هست...
دیدگاه ها (۲)

آدم هایی که روح بزرگی دارند،عقده های کمتری دارند،شعور بیشتری...

ﺩﺧﺘﺮ ﯾﻌﻨﯽ ﺩﻭﺗﺎ ﺩﺳﺖ ﮐﻮﭼﻮﻟﻮ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺩﺳﺘﺎﯼ ﺁﻗﺎﺵ ﮔﻢ ﻣﯿﺸﻦ . . .ﺩﺧﺘﺮ...

کاش این مردم میفهمیدند؛حالی که پریشان استآرامش میخواهد نه #س...

زن، زندگیستمرد، امنیت چه خوب می شود وقتیمردی تمامِ مردانگیش...

گل های خونین

مافیای منپارت ۱۷ بعد از نیم ساعت به خونه رسیدن کوک:امشب بین ...

فصل ۲۲۳: بیداری معجزه‌آساصبح، وقتی آلستور از خواب بیدار شد، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط