در من

در من
دیوانه ای جا مانده
که دست از 
دوست داشتنت بر نمی‌دارد!
با تو قدم می‌زند
حرف می‌زند
می‌خندد
شعر می‌خواند
قهوه می‌خورد
فقط نمی‌تواند
در آغوش بگیردت ...
به گمانم
همین بی آغوشی
او را
خواهد کشت ...
دیدگاه ها (۲)

اگر همه آدمها یک نفر را داشتند که شب ها در آغوشش به خواب می ...

چشم هایت، تمام چیزے ست ڪه از زندگے میخواهم …نگاهت را ڪه داشت...

دوستت دارم...چونان مردی که عاشق زنی‌ستکه هیچگاه لمسش نکرده ....

‍ مۍنویسم عشقمۍخوانۍ منممۍ نویسم جان و با تکرار.... مۍخوانۍ ...

خب خب چیزایی هم درباره من بدونین

از مادر برایت بگویم، از روزی که رفتی هر روز، هر چند ساعت با ...

@ti_m_e خوبه که دارمت☆تو حس شیرینی هستی که تو خونم جریان دار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط