بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ قسمت اول :
ولیّ فقیه، خودش یک فرد صالح، عالم، مدیر، مدبر، متخصص و قاضی القضات است، وگرنه نمیتواند ولیّ فقیه باشد.
موضوع را می توان از جوانب متعددی مورد بحث و بررسی قرار داد، لذا در این مختصر فقط به چند نکته اصلی، اشاره میگردد.
الف)- هر نظامی اصول، چارچوب، شاکله و ساختاری دارد که رژیم سیاسی و حکومتش باید مبتنی و متکی بر آن باشد و حاکمانش نیز باید متناسب با آن باشند. این اصل کلی، فقط در خصوص نظام سیاسی نیست، بلکه هر نظام و ساختاری را شامل میشود.مثلاً نمی توانید نباید یک هنرپیشه،کارگردان یا فوتبالیست معروف و مشهور و توانمند را به ریاست و مدیریت یک بیمارستان عمومی یا تخصصی، یا پادگان نظامی بگمارید. یا مدیریت یک کارخانه صنعتی را به یک دانشجو یا طلبه ناآشنا با صنعت بدهید و ... .
ب)- در یک نظام سرمایهداری مثل امریکا و اروپا، هم ساختار نظام حاکمش سرمایهداری است و هم قانون اساسی و سایر قوانیناش منطبق با ساختار سرمایهداری می باشد و هم حاکمانش از قویترین اشخاص یا احزاب سرمایهدار انتخاب میشوند. در یک نظام حزبی - مثل چین، چه به سمت کمونیست متمایل شود و چه تغییر رویکرد به سرمایهداری دهد، همان حزب حاکم است. در یک نظام امپراطوری و پادشاهی مثل انگلیس، هلند، بلژیک، سعودی و ...، هر چقدر هم شعار دمکراسی داده شود،باز نظام پادشاهی و سلطنت حاکم است و حاکمان نیز از خانواده سلطنتی میباشند، حال خواه مرد باشند یا زن -فوق دکترا باشند، یا لیسانس یاحتی بیسواد - پیر باشند یا حتی نوجوان - در یک نظام دیکتاتوری که معمولاً با یک کودتای نظامی حاکم میشود، حتماً یکی از سران نظامی به حکومت می رسد و ... .
ج)- نظام ما جمهوری اسلامی ایران است. پس بر پایه دو اصل استوار شده است:
یکی جمهوریت رأی اکثریت مردم و دیگری اسلامیت. یعنی رأی اکثریت، در چارچوب اصول و قواعد و فقه اسلامی.لذا وقتی شعار مردم سالاری از سوی خاتمی مطرح شد، مقام معظم رهبری، به مردم سالاری دینی اصلاح نمودند.
د)-در یک نظام اسلامی، اصل بر این است که اهداف و بالتبع قوانین، منطبق با احکام اسلامی باشد که در مجموع به آن فقه اسلامی می گویند. پس کسی باید در رأس باشد که به فقه اسلام اشراف کامل دارد، که به چنین شخص و شخصیتی فقیه میگویند.
ﻫ) - مرجعیت هم همین است. مردم از اقشار متفاوت،درصنوف گوناگون، در شئون گسترده و متعدد فردی و اجتماعی زندگی میکنند. یکی مجرد است،یکی متأهل،یکی خانهدار، یکی کارمند، یکی کارگر، یکی مدیر، یکی متخصص، یکی فرهنگی،یکی نظامی، یکی دانشجو، یکی طلبه ...(ادامه دارد...)
پاسخ قسمت اول :
ولیّ فقیه، خودش یک فرد صالح، عالم، مدیر، مدبر، متخصص و قاضی القضات است، وگرنه نمیتواند ولیّ فقیه باشد.
موضوع را می توان از جوانب متعددی مورد بحث و بررسی قرار داد، لذا در این مختصر فقط به چند نکته اصلی، اشاره میگردد.
الف)- هر نظامی اصول، چارچوب، شاکله و ساختاری دارد که رژیم سیاسی و حکومتش باید مبتنی و متکی بر آن باشد و حاکمانش نیز باید متناسب با آن باشند. این اصل کلی، فقط در خصوص نظام سیاسی نیست، بلکه هر نظام و ساختاری را شامل میشود.مثلاً نمی توانید نباید یک هنرپیشه،کارگردان یا فوتبالیست معروف و مشهور و توانمند را به ریاست و مدیریت یک بیمارستان عمومی یا تخصصی، یا پادگان نظامی بگمارید. یا مدیریت یک کارخانه صنعتی را به یک دانشجو یا طلبه ناآشنا با صنعت بدهید و ... .
ب)- در یک نظام سرمایهداری مثل امریکا و اروپا، هم ساختار نظام حاکمش سرمایهداری است و هم قانون اساسی و سایر قوانیناش منطبق با ساختار سرمایهداری می باشد و هم حاکمانش از قویترین اشخاص یا احزاب سرمایهدار انتخاب میشوند. در یک نظام حزبی - مثل چین، چه به سمت کمونیست متمایل شود و چه تغییر رویکرد به سرمایهداری دهد، همان حزب حاکم است. در یک نظام امپراطوری و پادشاهی مثل انگلیس، هلند، بلژیک، سعودی و ...، هر چقدر هم شعار دمکراسی داده شود،باز نظام پادشاهی و سلطنت حاکم است و حاکمان نیز از خانواده سلطنتی میباشند، حال خواه مرد باشند یا زن -فوق دکترا باشند، یا لیسانس یاحتی بیسواد - پیر باشند یا حتی نوجوان - در یک نظام دیکتاتوری که معمولاً با یک کودتای نظامی حاکم میشود، حتماً یکی از سران نظامی به حکومت می رسد و ... .
ج)- نظام ما جمهوری اسلامی ایران است. پس بر پایه دو اصل استوار شده است:
یکی جمهوریت رأی اکثریت مردم و دیگری اسلامیت. یعنی رأی اکثریت، در چارچوب اصول و قواعد و فقه اسلامی.لذا وقتی شعار مردم سالاری از سوی خاتمی مطرح شد، مقام معظم رهبری، به مردم سالاری دینی اصلاح نمودند.
د)-در یک نظام اسلامی، اصل بر این است که اهداف و بالتبع قوانین، منطبق با احکام اسلامی باشد که در مجموع به آن فقه اسلامی می گویند. پس کسی باید در رأس باشد که به فقه اسلام اشراف کامل دارد، که به چنین شخص و شخصیتی فقیه میگویند.
ﻫ) - مرجعیت هم همین است. مردم از اقشار متفاوت،درصنوف گوناگون، در شئون گسترده و متعدد فردی و اجتماعی زندگی میکنند. یکی مجرد است،یکی متأهل،یکی خانهدار، یکی کارمند، یکی کارگر، یکی مدیر، یکی متخصص، یکی فرهنگی،یکی نظامی، یکی دانشجو، یکی طلبه ...(ادامه دارد...)
- ۳.۱k
- ۲۴ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط