{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بگذار باران

بگذار باران
خاطره ای باشد
از آن روزگارِ دور
و دلم در هراسِ نیامدنت
بماند
بگذار کوچه ها بدانند
که بی خاطره...بی رنگ می مانند

بگذار باور کنم
که عشق در ما
دوباره متولد می شود
بگذار همه بدانند
که چقدر
هنوز
دوستت دارم.
دیدگاه ها (۱)

دلم نــم نـــم بارانـــی را میخواهدکه از سرزمین ابری نگاهتــ...

بیا که از تبِ عشقِ تو آب شد دلِ مندچار دردو غمۍبیحساب شد دلِ...

دلبر زیبایے و بس دل ربایے میڪنے نازنین با ناز خود م...

بوسیدنت... عبادتی واجب استکه من عمدا ...گاهی ترکش میکنم!کفار...

تو را دوست دارم...آن‌قدر که اگر عشق را از فرهنگ لغت حذف کنند...

بزار تو حال خودم باشم 💭 :کاش می‌گفتیچقدر باران را دوست داریت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط